مثل همیشه بوسش کردم و خداحافظی کردم...
گفت توی راه آیت الکرسی رو بخون... گفتم چشم... چهار قل رو هم بخون... گفتم چشم...
میدونستم که نخواهم خوند... میدونستم که دیگه مثل چند سال پیش از حفظ نیستمشون...
گفتم چشم چون دلم نیومد وقتی با نهایت محبتی که تو چشماش بود نگاهم میکرد بهش بگم حوصلم نمیشه این ها رو بخونم...
یقیقن دارم که دوستش دارم و دوستم داره.
سلام دوست عزیز
نمیدونم کی بود ک خداحافظی براش اینقدر برات دردناک بود
امیدوارم هرجا ک هست سالم باشه و زودتر دوباره پیش هم باشین
راستی منم از وبلاگت خوشم اومد ... لینکت می کنم
سلام از بنده
مادرجونم بود
ایشالا
دمت گرم
درود
کجا داری می ری به سلامتی؟(نمی خواد جواب بدی به من چه چون می دونم جواب نمی دی گفتم اینو)
خوش بگذره
کاش منم می تونستم یه جایی برم
دوباره حفظشون کن خوب به نظر من ادم باید تمام رفتار های قدیمی ترش رو حفظ کنه اخه هر روز بدتر از دیروزه
خودت میگی... خودت جواب میدی...
چشم...
ایمیلت رو می دی به من؟(تا جواب بدم خصوصی ها رو)
سلام دوست جونی
یادم رفته بود لینکت کنم
کلا آلزایمر گرفتم
باعث افتخاره ...
راستی آپیدم
سلام
ممنون که تحویل گرفتی ما رو
هر جا رفتی یا می خوای بری انشالله موفق باشی.راستی امان از دست این مادرا!!!!همش نگرانن
من اخره سر باید یه دوربین به خودم وصل کنم و انلاین همش بهش بگم کجام!!!!!!!!!!!!!
یقینا دوست داره که اینقدر نگرانته.......
ممنون
یقینا....
ایشالا زودتر برگرده پیشت و تو هم سعی کن اونارو یاد بگیری چون مادرت دوست داره که بهت گفته اینارو پس تو افکارت اونو گول نزن
من رفتم نه اون...
اصلا نمیخواستم تو افکارم گولش بزنم یا دروغی گفته باشم... اما نمیخواستم دلش رو بشکنم یا ببرمش تو فکر
خوش اومدید
بفرمایید تو
چرا خجالت میکشی و ساکتی
ایول داداش
منم یقین دارم که دوستت داره و دوستش داری
ای کاش از یاد نبریم...ولی حیف که زود فراموش میشن !
کاش دوست داشتن های واقعی و صادقانه رو درک کنیم و گیج نشیم تو دایره ی چند تا کلمه
عکس خودم ه -زیادی جوجه میزنم ؟ :دی

اون خط آخر که نفهمیدی با خودم بودم ! ، به نظرم زیادی صریح اومد و ترسیدم کسی گذرش به اینجا بیافته و بخوندش !
چاکریم
آدرس وب قبلیت و دوست داشتی بده
عاشق اسم وبلاگ قبلیم ام
نه قربان... عکس با حالیه
آدرس رو میدم خدمتون...
ارادت
میسی دوست خوبم.
چشم ازین به بعد مزاحمتون میشیم!
تو هم بیشتر بیا
خوشحالم می فرمایید